![]()
راديو و تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئاترها از ابزارهاي مؤثر تباهي و تخدير ملتها، خصوصاً نسل جوان بوده است.
در اين صد سال اخير بويژه نيمة دوم آن، چه نقشههاي بزرگي از اين ابزار، چه در تبليغ ضد اسلام و ضد روحانيت خدمتگزار، و چه در تبليغ استعمارگران غرب و شرق، كشيده شد و از آنها براي درست كردن بازار كالاها خصوصاً تجملي و تزئيني از هر قماش، از تقليد در ساختمانها و تزئينات و تجملات آنها و تقليد در اجناس نوشيدني و پوشيدني و در فرم آنها استفاده كردند، به طوري كه افتخار بزرگِ فرنگي مآب بودن در تمام شئون زندگي از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بويژه در خانمهاي مرفه يا نيمه مرفه بود، و در آداب معاشرت و كيفيت حرف زدن و به كار بردن لغات غربي در گفتار و نوشتار به صورتي بود كه فهم آن براي بيشتر مردم غيرممكن، و براي همرديفان نيز مشكل مينمود!
فيلمهاي تلويزيون از فرآوردههاي غرب يا شرق بود كه طبقة جوان زن و مرد را از مسير عادي زندگي و كار و صنعت و توليد و دانش منحرف و به سوي بيخبري از خويش و شخصيت خود و يا بدبيني و بدگماني به همه چيز خود و كشور خود، حتي فرهنگ و ادب و مآثر پر ارزشي كه بسياري از آن با دست خيانتكار سودجويان، به كتابخانهها و موزههاي غرب و شرق منتقل گرديده است.
مجلهها با مقالهها و عكسهاي افتضاح بار و أسفانگيز، و روزنامهها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگي خويش و ضد اسلامي با افتخار، مردم بويژه طبقة جوان مؤثر را به سوي غرب يا شرق هدايت ميكردند. اضافه كنيد بر آن تبليغ دامنهدار در ترويج مراكز فساد و عشرتكدهها و مراكز قمار و لاتار و مغازههاي فروش كالاهاي تجملاتي و اسباب آرايش و بازيها و مشروبات الكلي بويژه آنچه از غرب وارد ميشد. و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن ديگر، عروسكها و اسباب بازيها و كالاهاي تجملي وارد ميشد؛ و صدها چيزهايي كه امثال من از آنها بياطلاع هستيم.
و اگر خداي نخواسته عمر رژيم سرسپرده و خانمان برانداز پهلوي ادامه پيدا ميكرد، چيزي نميگذشت كه جوانان برومند ما ـ اين فرزندان اسلام و ميهن كه چشم اميد ملت به آنها است ـ با انواع دسيسهها و نقشههاي شيطاني به دست رژيم فاسد و رسانههاي گروهي و روشنفكران غرب و شرقگرا از دست ملت و دامن اسلام رخت بر ميبستند: يا جواني خود را در مراكز فساد تباه ميكردند؛ و يا به خدمت قدرتهاي جهانخوار درآمده و كشور را به تباهي ميكشاندند.
خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدين و غارتگران نجات داد.
اكنون وصيت من به مجلس شوراي اسلامي در حال و آينده و رئيس جمهور و رؤساي جمهور مابعد و به شوراي نگهبان و شوراي قضايي و دولت در هر زمان، آن است كه نگذارند اين دستگاههاي خبري و مطبوعات و مجلهها از اسلام و مصالح كشور منحرف شوند.
و بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن، كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران ميشود، از نظر اسلام و عقل محكوم است. و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور حرام است. و بر همة ما و همة مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است. و از آزاديهاي مخرب بايد جلوگيري شود.
و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است، به طور قاطع اگر جلوگيري نشود، همه مسئول ميباشند. و مردم و جوانان حزباللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند به دستگاههاي مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهي نمودند، خودشان مكلف به جلوگيري هستند . خداوند تعالي مددكار همه باشد.
از 50 سال گذشته استفاده از اين روش در كشورهاي غربي متداول و به تدريج وارد كشورهايي نظير ايران نيز شد. بررسي پيشينه آن در ايران نشان مي دهد كه تا قبل از دهه اخير كاربرد اين روش بيشتر در تحقيقات دانشگاهي رشته علوم اجتماعي و حداكثر براي بدست آوردن ديدگاههاي مردم در مورد برنامه هاي صدا وسيما بود. اما در طول ساليان اخير با توجه به گسترش فضاي رقابت هاي سياسي استفاده از اين روش به طريقي براي سنجش ميزان محبوبيت گروه هاي سياسي و نامزدهاي آنان تبديل شد.
اوج اين مسئله در انتخابات نهم رياست جمهوري بود كه يكي از توافقات جريان هاي سياسي براي اجماع و تعيين نامزد رجوع به افكار عمومي با ساز و كار نظرسنجي بود. در همين زمان و با توجه به گسترش قابل ملاحظه كاربران اينترنتي برخي از گروههاي سياسي و احزاب اين موضوع را در سايت اطلاع رساني خود نيز به راي كاربران گذاشتند و بيشتر با استفاده جهت دار از اين آراء سعي در در بالا نشان دادن جايگاه اجتماعي مورد نظر داشتند.
با اتمام انتخابات اين گونه نظر سنجي هاي اينترنتي در مورد ساير مسائل سياسي به تدريج به يك سنت مالوف در سايت مبدل شد. آخرين نمونه هاي اين موضوع را در طي رخدادهاي اخير در سالگرد انتخابات سوم تير شاهد بوديم كه برخي از سايتها با استفاده از اين روش تلاش داشتند به تصويري از افكار عمومي در مورد دولت نهم برسند. البته در كنار اين روش در يك سال اخير ارسال sms و يا همان پيام كوتاه نيز براي فهم افكار عمومي باب شده كه از قضا استنادات زيادي نيز به آن صورت مي گيرد.
در اين ميان، آنچه مورد غفلت قرار گرفته است اعتبار و روايي چنين نظر سنجي ها است كه در ادامه به دو اشكال عمده آنها اشاره مي شود:
1. آنچه به عنوان معيار اوليه در علمي تلقي كردن نظر سنجي ها به شمار مي آيد نمونه گيري از جامعه آماري مورد نظر است. انتحاب دقيق نمونه، قابليت تعميم به نتايج نظرسنجي ها را مي دهد . اما در نظرسنجي هاي اينترنتي و يا sms شركت در نظرسنجي براساس خواست كاربران و مخاطبان بوده و هيچ نوع نمونه گيري در آن وجود ندارد كه بعداً امكان تعميم نتايج به وجود آيد. در واقع چنين نتايجي تنها حاصل ديدگاه پاسخ گويان هست و به هيچ وجه بازتاب افكار عمومي جامعه تلقي نمي شود.
2. صرف نظر از اشكال اول كه به تنهايي رافع وجه علمي چنين نظر سنجي هايي است اشكال بعدي به نحوه اجرا و جمع بندي نتايج برمي گردد. در نظرسنجي هاي متداول و علمي پس از انتخاب نمونه، پرسشگراني با مراجعه به نمونه ها پرسشنامه را پر مي نمايند. در ادامه درصدي از نمونه ها توسط عده اي ديگر كنترل مي شود تا صحت كار مورد تاييد باشد. با اين روش امكان تخلف از طرف پرسشگر و يا نمونه ها به حداقل مي رسد. اما در نظرسنجي هاي اينترنتي يك فرد مي تواند با كامپيوترهاي مختلف بارها نظرات خود را ارسال نمايد. همين شبهه به نظرسنجي از طريق sms نيز وارد است.در همين ارتباط اغلب مشاهده مي شود بلافاصله پس از اعلام موضوعي براي نظرسنجي، افراد با اطلاع دادن به هم فكرهايشان، سعي مي نمايند نتايج مطابق با ديدگاه هاي آنان باشد.
هدف از اين نوشته آن است كه نشان دهيم كه اتكا به چنين داده هايي در ترسيبم افكار عمومي و يا تصميم گيري براساس آنها اشتباه آشكاري است كه حداقل بايد نهادهاي رسمي و دولتي از اشاعه و دامن زدن به آنها پرهيز كنند.
شايد بتوان اولين تحول جدي در نتايج نظرسنجي ها را به پس ازگفتگوي نخست دكتر احمدي نژاد در برنامه گفتگوي ويزه خبري در تاريخ 18خرداد مرتبط كرد. اين گفتگوي صميمانه و صادقانه ايشان بلافاصله نمود خود را در ميان مردم نشان داد به نحوي كه بررسي نظرسنجي هاي دو سه روز بعدي نشان از رشد عجيب آراي وي داشت. علت این جهش ناگهانی آن بود که احمدي نژاد در حركت تبليغاتي خودش بيشتر از آنكه اسير توصيه هاي مشاوراني كه با گرته برداري از پرپاگاندهاي غربي و بيان شعارهايي كه از آنها بيشتر بوي جلب آرا به مشام مي رسيد سعي در اقناع افكار عمومي داشته باشد، با عرضه واقعيات وجودي و افكار خود و فهم و بیان مطالبات واقعی مردم ، طي چند روز، به سرعت ميزان محبوبيت خود را بالا برد.
با اين همه با توجه به فشردگي فضاي انتخاباتي وبه نتيجه نرسيدن قريب به 25 درصد از متمايلين به مشاركت، پيش بيني نتايج دشوار مي نمود. در این بین تغییرات معنادار در آرای کاندیداهای مطرح ادامه یافت
به نحوی که در روز پنج شنبه 26 خرداد آقای احمدی نژاد با پشت سر گذاشتن سایر رقبای اصولگرای خود به فاصله یک درصدی آقای هاشمی ای رسید که با آغاز تیلغات رسمی حدود ده درصد کاهش رای پيدا نمود. نظرسنجی ظهر روز انتخابات نیز نتایج روز قبلی راتایید کرد ونشان داد که آرای افراد مردد نیز در یک نسبت متوازان، در سبد کاندیداهای مختلف قرار گرفته است.
با اعلام نتایج انتخابات تنها موردی که اختلاف 5،6 درصدی با پیش بینی های صورت گرفته داشت رای آقای کروبی بود که آنهم به دلیل آرای شهرهای کوچکتری که در جامعه آماری مراکز افکارسنجی قرار نداشت، بروز کرد. شاهد این ادعا نیز آن بود که در ابتدای شمارش آرا که با اعلام نتایج شهرهای کم جمعیت آغاز شده بود ایشان در صدر قرار گرفت ولی به تدریج با قرائت آرای شهرهای بزرگ، به رتبه سوم تنزل پیدا کرد. البته تجربه آرای آقای کروبی نشان داد که در چنین انتخابات مهمی باید شهرها ی کوچکتر وحتی روستاها نیز جزو جامعه آماری قرار گیرند.
در انتخابات مرحله دوم نیز علیرغم جو سنگین روانی که بر علیه دکتر احمدی نژاد در جریان بود واکثر کاندیداهای مرحله اول نیز از رقیب ایشان حمایت می کردند از روز یک شنبه، ایشان با اختلاف ده درصد در نظرسنجی ها جلو افتاد که با یک شیب نسبتا تندی، این اختلاف تا روز رای گیری به نزدیک 30 درصد رسید. بررسی این روند نشان می داد که در صورت وجود فاصله بیشتر بین دو مرحله انتخابات، این تفاوت آرا افزایش پیدا می کرد.
به این ترتیب، در این بررسی نشان داده شد که شائبه های موجود در خصوص غیر علمی بودن و یا دست کاری شدن نتایج نظرسنجی ها، انطباقی با واقعیات ندارد بلکه حاکی از قدرت قابل اطمینان این روش در پیش بینی رفتارهای اجتماعی آحاد جامعه دارد. پس ضرورت دارد به این روش علاوه بر استفاده انتخاباتی ، در فهم افکار عمومی در سایر موضوعات نیز توجه بیشتری مبذول شود.
البته در کنار نظرسنجی های متقنی که در مراکز معتبر و با سابقه اجرا شد برخی طرفداران نامزدها نیز بودند که برای انجام عملیات روانی موردنظر یا نتایج بدون مستندی را منتشر و یا با استفاده از ابزارهای غیر علمی نظیر اینترنت اقدام به نظرسنجی می کردند. طیعی ست این گونه موارد خارج از موضوع این بحث است.
ضروری است ازهمه دوستان عزیزی که با ارایه دیدگاه های مشفقانه، الطاف خود را شامل حال بنده نمودند صمیمانه تشکر کنم.
در آن زمان بنده مسئولیتی در یکی از معتبرترین مراکز نظرسنجی کشور داشتم و هم زمان کار تحلیلی بر روی نتایج نظرسنجی ها انجام می دادم. از این رو می توانم به ضرس قاطع بگویم کم وبیش در همه مراکز نظرسنجی و حداقل در این مرکز، نظر سنجی ها با کمال دقت علمی و امانتداری صورت می گرفت و گواه این ادعا نیز بعد از شمارش آرا اثبات شد به نحوی که یکی از بزرگان علمی خارج نشین کشور در حوزه ارتباطات، کیفیت علمی این نتایج را بالاتر از نرم جهانی دانست.
شاید تنها عاملی که باعث شد برخی ها بعدها تشکیک هایی را بر روی سلامت اجرا و یا اصولا قابل اعتماد بودن نتایج آن وارد نمایند تفاوت های محسوسی بود که بین نتایج نهایی انتخابات با آنچه که در روزهای ابتدایی آغاز تبلیغات اجرا شده بود وجود داشت.
نتایج اصلی که در اغلب نظرسنجی ها تا اواخر اردی بهشت و اوایل خرداد، حول وحوش زمان ثبت نام کاندیداها، به دست می آمد به قرار زیر بود:
1- آقای هاشمی رفسنجانی با آرای حدود 30درصد در صدر قرار داشت.
2- در جبهه اصول گرایان آقای قالیباف بین 17 تا 19 در صد رای داشت. مابقی اصول گرایان شامل آقایان لاریجانی، احمدی نژاد و رضایی به ترتیب حدود ۵،۷ و 2درصد رای داشتند.
3- در میان اصلاح طلبان آقایان معین حدود 10 درصد، کروبی 7درصد و مهر علیزاده 3درصد رای داشتند.
در کنار این نتایج که اکثرا نیز در نقد نظرسنجی ها به اینها استناد می شود، داده ها و اطلاعات دیگری نیز در دست بود که بسیاری از کاندیداهای مشهور و طرفداران آنها توجهی به آنها نکردند که بعدها پشیمانی و یا وارد نمودن اتهام به رقبا و نهادهای مختلف را در پی داشت.
اهم این موارد به قرار زیر بود:
1- باتوجه به عدم آغاز تبلیغات رسمی به خصوص از ناحیه صداوسیما که براساس نظرسنجی ها اولین منبع خبری در پی گیری مسایل انتخابات بود، در آن مقطع مردم تنها براساس میزان شناختشان از کاندیداها اظهارنظر می کردند.
2- محل اجرای اکثر نظرسنجی ها تهران و شهرهای بزرگ بود و بسیاری از شهرهای غیر مراکز استانها و روستائیان جزو جامعه آماری مراکز نظرسنجی نبودند. با توجه به رقابت فشرده کاندیداها طبعا این موضوع درصدی از خطا را در هنگام تعمیم نتایج به سراسر کشور به افکارسنجی ها وارد می کرد.
3- با توجه به تعدد کاندیداها از سوی هر دو جریان اصلی کشور، در اکثر نظرسنجی های صورت گرفته تعداد بالایی نزدیک به 25درصد از مردم، تا روزها و حتی ساعات پایانی به تصمیم نرسیده بودند.
4- در کنار سوال مربوط به کاندیدای موردنظر،سوالی از پرسش شوندگان پرسیده می شد که به چه کسی قطعا رای نمی دهید که حاصل پاسخ ها نشان می داد که کاندیداهای مشهوری نظیر آقای هاشمی نزدیک به 40 درصد رای منفی دارند. معنای این جواب این بود که این تعداد از مردم قطعا به ایشان رای نخواهند داد.
5- پاسخی که اکثر پاسخگویان در جواب به پرسش انتظارات از رییس جمهور منتخب مطرح می کردند شامل مشکلات معیشتی، رفع تبعیض و ارزش مداری بود.
* در یاداشت بعدی این بحث را ادامه خواهم داد