امروز جناب آقاي شريعتمداري مدير مسئول متعهد وانقلابي كيهان دو يادداشت مهم در صفحه 2 اين روزنامه به چاپ رساند كه بي انصافي ديدم از ايشان تقدير وتمجيد ننمايم. البته ممكن است باتمامي استدلالات و نوشته هاي اين يادداشت ها موافق نباشم، اما نمي شود ازشجاعت، صراحت لهجه، حق محوري و در عين حال صداقت ايشان چشم پوشي كرد. اين اقدام رسانه اي مي تواند الگويي براي همه اصول گرايان واقعي باشد.
در يكي از اين نوشته ها نقل قولي از امام عزيزمان آورده بودند كه بدون ترديد بايد نصب العين همه نويسندگان واهالي رسانه باشد كه اهل قلم هم نسبت به آنچه مي نويسند مسئولند وهم نسبت به آنچه كه بايد بنويسند و نمي نويسند.
امشب در مرور بخش هایی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، به بیانات معظم له در جمع مسئولین سازمان در سال 1375 برخوردم که بسیار برایم جذاب بود. از این رو قسمتی از آن را جهت استفاده بازدیدکنندگان به ویژه همکاران سازمانی نقل می نمایم:
...فيلم و نمايشنامه ايرانى را از حوادث آشفته كننده و برانگيزاننده ذهن و حالت سوهان براى روح، خالى كنيد. متأسفانه اين كار صورت نمىگيرد و نمىدانم چرا! با اينكه مكرّراً، هم به جمع آقايان عضو صدا و سيما گفتهام و هم به برادرانى كه به امور فيلمسازى اشتغال دارند، ولى نمىدانم چرا اين مسأله مهم رعايت نمىشود. يعنى ممكن است عيب و ايرادى در اين جا وجود داشته باشد كه اين كار نمىشود؟ فيلم ايرانى را وقتى شما نگاه مىكنيد مثل اينكه بايد حتماً يك مبالغه در اظهار غصّه، اظهار ناراحتى، اظهار گريه، دعوا و تشنّج اعصاب در آن باشد! كأنّهُ بدون اين عناصر، فيلم و نمايشنامه ايرانى چيزى كم دارد! من يك وقت در اين جا، در مقابل جمعى مثل شما آقايان، مثالى زدم. گفتم مثلاً فرض بفرماييد در تلويزيون ما برنامهاى درست كرده بودند و مىخواستند بچهها را به بُرس زدن تشويق كنند. ما هم طبق معمول، فيلم بچهها را نگاه مىكرديم. البته در قالب كارتون، ساختن فيلمهايى اينگونه براى بچهها، تشويق خوبى است و تبليغ خوبى نيز براى رعايت بهداشت موى سر است. ماجرا اين طور بود كه يك بُرس عروسكى، لحظاتى زار مىزد و گريه مىكرد؛ به گونهاى كه دل آدم كباب مىشد. در اين حال يكى ديگر از بُرسها به بُرس گريان مىگفت:«چرا گريه مىكنى؟» او هم جواب مىداد كه مثلاً «صاحب من، موى سرش را بُرس نمىزند!» اين قضيه كه اين قدر گريه نداشت؛ به طورى كه دل مستمع را خون كند! لااقل صداى دختر بچه يا پسر بچهاى را كه در حال زار زدن روى بُرس گذاشتهايد، يك لحظهاش بكنيد، نه به قدر يك دقيقه و يك دقيقه و نيم! همين طور متّصل گريه، گريه، گريه! خوب؛ اعصاب مستمع خرد مىشود! متأسفانه چنين حالتهايى در فيلم و كارتون و نمايشنامه ما وجود دارد.
موضوع ديگرى كه در فيلمهاى ما به آن مىپردازند، پديده طلاق است؛ و گريه و زاريها در اين مقوله هم آزار دهنده است. خوب، آدم به فيلمهاى خارجى، از جمله فيلمهاى خانوادگى ژاپنى - كه فيلمهاى خوب ژاپنى است - نگاه مىكند، مىبيند در ارتباط با مسائل خانوادگى، آن جا هم از اين حرفها هست. ولى اين همه گريه و ناراحتى در فيلمها رواج ندارد. نمىدانم چرا بايد فيلمهاى ما اين طورى باشند! حتماً عيبى در كار هست.
من البته چون به بعضى از جاها و به بعضى از آدمها سوءظنهايى دارم كه دير زايل مىشود، مىگويم لابد تعمّدى در كار است. بعضى تعمّد دارند براى اينكه ذهن و اعصاب مردم را خراب كنند. خوب؛ شما در خانهتان نشستهايد. اگر بچه همسايه بناى گريه كردن بگذارد، اعصابتان ناراحت مىشود. اين، امرى طبيعى است. لازم نيست بچه خود آدم باشد. تلويزيون هم مثل بچه همسايه است. اعصاب انسان را با دعوا، تشنّج و گريه بىخودى خراب مىكند. بياييد واقعاً برنامه ريزى كنيد. هم در كارهاى صدا و قصّههاى شب و بقيه برنامههايش و هم در كارهاى سيمايى. اين يك كار اساسى است. اين حفظ سلامت اعصاب مردم است. اعصاب آشفته، در محيط كار، در محل كسب، در خيابان و پشت ترافيك، همه جا خودش را نشان خواهد داد.