تبليغاتX
آرمان انقلاب اسلامي

 

امروز جناب آقاي شريعتمداري مدير مسئول متعهد وانقلابي كيهان دو يادداشت مهم در صفحه 2 اين روزنامه به چاپ رساند كه بي انصافي ديدم از ايشان تقدير وتمجيد ننمايم. البته ممكن است باتمامي استدلالات و نوشته هاي اين يادداشت ها موافق نباشم، اما نمي شود ازشجاعت، صراحت لهجه، حق محوري و در عين حال صداقت ايشان چشم پوشي كرد. اين اقدام رسانه اي  مي تواند الگويي براي همه اصول گرايان واقعي باشد.

 در يكي از اين نوشته ها نقل قولي از امام عزيزمان آورده بودند كه بدون ترديد بايد نصب العين همه نويسندگان واهالي رسانه باشد كه اهل قلم هم نسبت به آنچه مي نويسند مسئولند وهم نسبت به آنچه كه بايد بنويسند و نمي نويسند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/24ساعت 10:38 توسط محمد مهدی اسماعیلی |

 

امشب در مرور بخش هایی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، به بیانات معظم له در جمع مسئولین سازمان در سال 1375 برخوردم که بسیار برایم جذاب بود. از این رو قسمتی از آن را جهت استفاده بازدیدکنندگان به ویژه همکاران سازمانی نقل می نمایم:

 ...فيلم و نمايشنامه ايرانى را از حوادث آشفته كننده و برانگيزاننده ذهن و حالت سوهان براى روح، خالى كنيد. متأسفانه اين كار صورت نمى‏گيرد و نمى‏دانم چرا! با اين‏كه مكرّراً، هم به جمع آقايان عضو صدا و سيما گفته‏ام و هم به برادرانى كه به امور فيلمسازى اشتغال دارند، ولى نمى‏دانم چرا اين مسأله مهم رعايت نمى‏شود. يعنى ممكن است عيب و ايرادى در اين جا وجود داشته باشد كه اين كار نمى‏شود؟ فيلم ايرانى را وقتى شما نگاه مى‏كنيد مثل اين‏كه بايد حتماً يك مبالغه در اظهار غصّه، اظهار ناراحتى، اظهار گريه، دعوا و تشنّج اعصاب در آن باشد! كأنّهُ بدون اين عناصر، فيلم و نمايشنامه ايرانى چيزى كم دارد! من يك وقت در اين جا، در مقابل جمعى مثل شما آقايان، مثالى زدم. گفتم مثلاً فرض بفرماييد در تلويزيون ما برنامه‏اى درست كرده بودند و مى‏خواستند بچه‏ها را به بُرس زدن تشويق كنند. ما هم طبق معمول، فيلم بچه‏ها را نگاه مى‏كرديم. البته در قالب كارتون، ساختن فيلمهايى اين‏گونه براى بچه‏ها، تشويق خوبى است و تبليغ خوبى نيز براى رعايت بهداشت موى سر است. ماجرا اين طور بود كه يك بُرس عروسكى، لحظاتى زار مى‏زد و گريه مى‏كرد؛ به گونه‏اى كه دل آدم كباب مى‏شد. در اين حال يكى ديگر از بُرسها به بُرس گريان مى‏گفت:«چرا گريه مى‏كنى؟» او هم جواب مى‏داد كه مثلاً «صاحب من، موى سرش را بُرس نمى‏زند!» اين قضيه كه اين قدر گريه نداشت؛ به طورى كه دل مستمع را خون كند! لااقل صداى دختر بچه يا پسر بچه‏اى را كه در حال زار زدن روى بُرس گذاشته‏ايد، يك لحظه‏اش بكنيد، نه به قدر يك دقيقه و يك دقيقه و نيم! همين طور متّصل گريه، گريه، گريه! خوب؛ اعصاب مستمع خرد مى‏شود! متأسفانه چنين حالتهايى در فيلم و كارتون و نمايشنامه ما وجود دارد.

 موضوع ديگرى كه در فيلمهاى ما به آن مى‏پردازند، پديده طلاق است؛ و گريه و زاريها در اين مقوله هم آزار دهنده است. خوب، آدم به فيلمهاى خارجى، از جمله فيلمهاى خانوادگى ژاپنى - كه فيلمهاى خوب ژاپنى است - نگاه مى‏كند، مى‏بيند در ارتباط با مسائل خانوادگى، آن جا هم از اين حرفها هست. ولى اين همه گريه و ناراحتى در فيلمها رواج ندارد. نمى‏دانم چرا بايد فيلمهاى ما اين طورى باشند! حتماً عيبى در كار هست.

 من البته چون به بعضى از جاها و به بعضى از آدمها سوءظنهايى دارم كه دير زايل مى‏شود، مى‏گويم لابد تعمّدى در كار است. بعضى تعمّد دارند براى اين‏كه ذهن و اعصاب مردم را خراب كنند. خوب؛ شما در خانه‏تان نشسته‏ايد. اگر بچه همسايه بناى گريه كردن بگذارد، اعصابتان ناراحت مى‏شود. اين، امرى طبيعى است. لازم نيست بچه خود آدم باشد. تلويزيون هم مثل بچه همسايه است. اعصاب انسان را با دعوا، تشنّج و گريه بى‏خودى خراب مى‏كند. بياييد واقعاً برنامه ريزى كنيد. هم در كارهاى صدا و قصّه‏هاى شب و بقيه برنامه‏هايش و هم در كارهاى سيمايى. اين يك كار اساسى است. اين حفظ سلامت اعصاب مردم است. اعصاب آشفته، در محيط كار، در محل كسب، در خيابان و پشت ترافيك، همه جا خودش را نشان خواهد داد. .

+ نوشته شده در جمعه 1386/11/12ساعت 0:6 توسط محمد مهدی اسماعیلی |