تبليغاتX
آرمان انقلاب اسلامي

امروز صبح از طریق دوستان خبر ارتحال استاد گرامی حضرت آیت الله مرعشی را دریافت کردم. این خبر برای من و دیگر کسانی که توفیق درک محضر او را داشتند بسیار تلخ و ناگوار است. بلافاصله یاد روزهایی افتادم که اول صبح، از ساعت 7 تا 9، پای درس لمعه او می نشستیم و با گوش جان به کلامش دل می سپردیم. سر ساعت درس شروع و سر ساعت تمام می شد. تنها برخی مواقع چند دقیقه ای زودتر کلاس را تعطیل می کرد و آن هم زمانی بود که یک صفحه از شرح لمعه های قطع بزرگ تمام می شد و استاد اظهار می داشت: چون تا اینجا پیش مطالعه کرده بودم بیشتر ادامه نمیدهم؛ این در حالی بود که تا آن روز پیش از هفتاد بار کل شرح لمعه را تدریس کرده بودند.

استاد عزیز ما بسیار بی تکلف و صریح اللهجه بود. حیفم می آید این خاطره را نیز از او نقل نکنم. کماپیش از لابه لای حرف هایش معلوم می شد که با انجام برخی از عزاداری ها مخالف است. روز عرفه ای بود که از ایشان خواستیم برای قرائت دعای پز فیض عرفه در محضرشان باشیم. بدون هیچ اما و اگری پذیرفتند و چه دعای عرفه ای شد. چه عاشقانه بندهای مختلف عرفه را از زبان جدش می خواند و مرتب گریزهای جانسوزی به کربلا می زد: اللهم انک تجیب المضطر و تکشف السوئ تغیث المکروب و تشفی السقیم ...و ترحم الصغیر.. یا رازق الطفل الصغیر .. (سلام بر علی اصغرت حسین جان)

 استفاده های زیادی از او کردم و خود را مدیون ایشان می دانم. یادش برای همیشه در دل علاقمندانش زنده خواهد بود.

 و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/05/28ساعت 20:55 توسط محمد مهدی اسماعیلی |


 آقاي سعيد حجاريان، مديرمسئول وقت روزنامه «صبح امروز» در يادداشتي كه در آن جريده در ايام نزديك به انتخابات مجلس ششم در سال 1378 منتشر كرد، با نگاه تبختر آميزي به رقباي ارزشي آن روز خود، به آنها پيشنهاد ‌كرد كه «ابتدا با مفاهيم و اصول مباحث و مكاتب سياسي آشنا شويد و پس از آن وارد فعاليت‌هاي سياسي شويد». ايشان در همان يادداشت، بزرگوارانه توصيه كردند كه حاضرند اين مفاهيم را خودشان آموزش دهند!!

 فارغ از عملكرد و اظهارنظرهاي بعدي وي و هم‌ مشربانش، مشاراليه پنج‌شنبه گذشته سخنان عجيبي در كنگره ساليانه سازمان مجاهدين انقالب اسلامي بيان كرد كه بخشي ازآن توصيه به «كنترل قدرت ملي و جلوگيري از افزايش آن» بود.

با خواندن اين مطلب و پس از بررسي صحت اين نقل قول از منابع خبري متفاوت، شگفت زده شدم. شگفتي از اين جهت كه چگونه است كه ايشان ده سال پيش به مخالفان خود توصيه به صحبت و اظهارنظر‌ براساس معيارهاي علمي سياسي مي كرد و اينك درست در نقطه مقابل آن بحث، اينچنين بي‌محابا مفروضات ابتدايي در علم سياست را زير پا گذاشته و بر محدود كردن قدرت ملي تأكيد مي‌كند!

 بهتر است براي آشكار شدن شدت ضعف اين مطالب، اشاره مختصري به بحث قدرت ملي داشته باشيم. «قدرت ملی» به مجموعه ای از توانايی های مادی و معنوی گفته می شود که در قلمرو يک واحد جغرافيايی- سياسی به نام کشور وجود دارد. سنجش و اندازه گيری قدرت ملی کشورها به منظور تعيين جايگاه آنها در نظام ژئوپوليتيک جهانی و مقايسه قدرت کشورها، همواره از دغدغه های جغرافيدان های سياسی، دانشمندان علوم سياسی و روابط بين الملل بوده است.

بر اساس تحليل ابتدايي و اوليه سياستمداران ، «قدرت ملي» و «منافع ملي» دو اصل مهم و كليدي مهمي هستند كه براي ارتقاي آنها، هر بازيگر بين المللي بايد به طور مداوم درصدد دست يابي و افزايش منافع مادي و معنوي خود باشد. به اين معنا كه صيانت از تماميت ارضي، امكانات و منابع درآمدزا و دفاع از ارزش ها و باورهاي عمومي از اهداف استراتژيك هر كشوري است. بنابراين هر دولتي بايد از همه توان و ظرفيت خود و با رويكردي آگاهانه و عالمانه نسبت به نظام بين الملل ضمن بازيابي موقعيت، درصدد دفاع از حقوق مشروع و قانوني كشورش بر آيد.
دولت توانمند دولتي است كه با رويكردي جدي و متكي بر منابع سخت ونرم قدرت، منافع ملي را ارتقا دهد.

حال بعد از ۱۰ سال بايد بررسى كرد، چه انگيزه اى باعث شده كه تئورسين اصلاح طلبان(وبنا به قولي مغز اصلاحات!) ومدعي تدريس مفاهيم علمي، يك حرف كاملاً متضاد با مفروضات علم سياست را مطرح كنند. جاى سؤال است كه چرا امروز، بديهى ترين مفاهيم سياسى، علمى و تئوريك در اين گونه اظهار نظرها رعايت نمى شود؟ وقتى اين مسئله در كنگره يك حزب سياسى طرح مى گردد، طبيعتا به عنوان نسخه درمانى و تئوري آن حزب وجريان براي اداره كشور تلقي مى شود!!

در واقع حدوث اين كلام از زبان افرادي، كه مسلما خودشان هم به سستي كلامشان ايمان دارند، جاي تأمل و بررسي ويژه دارد. آنچه كه مي‌تواند به عنوان زمينه‌اي براي تحليل اين مسئله استفاده شود، توجه به زمان ايراد اين جملات است. اين جملات زماني ادا مي‌شود كه دولتي اصولگرا با توجه به ظرفيت و منابع قدرت به‌ويژه در بخش نرم آن، توانسته است زمينه‌هاي حفظ و ارتقاي منافع ملي را در سطح داخل و خارج از كشور فراهم آورد. واقعيت اين است كه توجه به شعارها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، بسط نفوذ معنوي جمهوري اسلامي در ميان ملل مسلمان منطقه، ارتقاي وحدت ملي از طريق توجه عميق به توده‌هاي مردم، حضور زنده و مستمر دولت در تمامي بخش‌ها و مناطق كشور، موفقيت‌هاي چشمگير در ارتقاي دانش بومي و فن‌آوري جديد، پيروزي‌هاي پي‌درپي در پرونده هسته‌اي و احقاق حقوق مسلم ملت ايران، قدرت ملي كشور را در بهترين موقعيت خود در طول ساليان اخير قرار داده است.

 با توجه به اين حقايق، اين‌گونه اظهار نظرها نمي‌تواند گمان‌هاي نكوئي را به گويندگان آنها، در پي داشته باشد. كوتاه سخن اينكه مرعوبانه ترين صحبت ها را از زبان برخى تحليلگران داخلى شنيدن جاى هشدار جدي دارد. اين مواضع را نبايد به اختلاف نظرها و ديدگاه ها نسبت داد، بلكه عدولي آشكار از منافع ملى و بيان عريان ايده هاي نسنجيده است.

 


لينك ها

http://www.iran-newspaper.com/1387/870520/html/politic1.htm#s884862
http://www.iran-newspaper.com/1387/870522/html/internal.htm#s885582
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/05/22ساعت 10:7 توسط محمد مهدی اسماعیلی

گزارشي از همايش علمي نقش روحانيت در تكامل انديشه سياسي در يك صد سال اخير را در لينك هاي زير بخوانيد:

http://www.rajanews.com/News/?33082

http://www.alef.ir/content/view/30690/

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8705160922


http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8705160777

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/17ساعت 15:10 توسط محمد مهدی اسماعیلی |

هفته قبل قسمت اول مصاحبه با دكتر محمد مهدى اسماعيلى پژوهشگر فرهنگى در «كوثر» به چاپ رسيد. اين هفته به قسمت دوم اين مصاحبه در موضوع خانواده و تلويزيون مى پردازيم.
*** آيا برنامه ها و نمايش هاى خانوادگى تلويزيون توانسته اند نقش مؤثر خود در تحكيم كانون خانواده را ايفا كنند
014070.jpg
 

در پاسخ به اين سؤال نمى توان قضاوت دقيق و علمى انجام داد. با آن كه برنامه هاى خانوادگى بخش شايان توجهى از جداول پخش برنامه هاى تلويزيونى در ايران را به خود اختصاص مى دهند، تحقيقات بسيار اندكى در مورد آنها انجام گرفته است. با اين حال، برآيند همين تحقيقات و مشاهدات روزانه حاكى از اين است كه تصويرى كه تلويزيون از خانواده ارائه مى كند، با آنچه مطلوب جامعه و فرهنگ بومى ماست، در جاهايى فاصله دارد. بطور مثال معمولاً رفتارهاى دستورى تنبيهى و تعارضى به جاى محبت، همفكرى، توضيح و هميارى ديده مى شود. زنان در برخورد با همسر انفعالى يا پرخاشگر و در برخورد با كودكان نيز بى توجه يا پرخاشگر هستند و اصولاً زنان در بعضى فيلم ها و سريال ها رفتارى دو قطبى (پرخاشگر ـ تسليم) دارند. روابط مادران با فرزندان با وجود تأكيد مثبت، با فاصله و بدون درك احساسات و عواطف يكديگر بود. علاوه بر فيلم ها و سريال هاى خانوادگى، برخى برنامه هاى تركيبى با عناوين مربوط به خانواده نيز تصويرى جهت دار (از نظر اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، قومى و.‎/‎/) از خانواده ايرانى ارائه مى كنند اما نبايد از اين اصل مهم نيز چشم پوشى كرد كه بسيارى از اين برنامه ها و حتى سريال ها با طرح موضوعات جديد و ارائه اطلاعات روزآمد موجب آگاهى اعضاى خانواده، بخصوص زنان، از مهارت هاى اجتماعى مى شوند و راه هاى زندگى موفق و سالم را آموزش مى دهند و بنابراين، مى توانند تأثير بسيار مثبتى بگذارند و زمينه ساز توسعه فرهنگى و اجتماعى در سطح كلان باشند.
*** برخى از آسيب هاى موجود از نظر شما كدام است
براى مثال به ۱۰ مورد اشاره مى كنم.
۱- در بيشتر برنامه هاى تلويزيون، مفاهيم اجتماعى بيشتر در روابط افراد با يكديگر و كمتر در ابعاد روابط اجتماعى مطرح مى شوند.
۲- در برنامه هاى تلويزيونى خانواده هاى هسته اى در اكثريت هستند و تعداد فرزندان خانواده يك تا دو نفر است.
۳- خانواده ها با خويشاوندان و سپس همسايگان در ارتباط هستند كه در هر دو رابطه زنان حلقه اتصال روابط به شمار مى روند. روابط اعضاى خانواده با يكديگر بيشتر تحت سلطه روابط به شكل سببى است. هر چند مردان و پسران گاهى در كارهاى خانه كمك مى كنند اما اين كارها معمولاً بر عهده زنان است.
۴- اگر چه تصميم گيرى هاى خانوادگى به صورت اشتراكى است، اما الگوى پدر مقتدر و مادر مقتدر هم ديده مى شود.
۵- در برخى سريال ها، خانه به جاى آن كه به صورت مكانى صميمانه و عاطفى به نمايش درآيد، محل نمايش روابط ضديتى است.
۶- همدلى، حمايت و پشتيبانى اعضاى خانواده از يكديگر، بيشتر در حيطه رسيدگى به مسائل جسمانى و سلامت و تغذيه است. كمبود حمايت و پشتيبانى هاى عاطفى و احساسى از جانب همه اعضاى خانواده كمتر مورد تأكيد است.
۷- در برخى فيلم ها، نقش مادرى به مثابه مهم ترين نقش زن، چندان مورد توجه نيست؛ اما از نقش كدبانوگرى و آشپزى او تعريف و تمجيد مى شود. با آن كه زنان به شوهران خود اعتراض مى كنند، اما كمتر به نقش نان آورى آنان معترض بوده و تمجيد از مرد با توجه به ايفاى مناسب نقش پدرى صورت مى گيرد.
۸- نمايش خانواده هاى تك والدى در تلويزيون با هنجارها و ارزش هاى خانواده ايرانى و اسلامى در تضاد است.
۹- نمايش هاى دعواها و مناقشات خانوادگى در اكثر سريال ها، اين نگرش را به مخاطبان القا مى كند كه محيط خانوادگى دور از جنجال و تنش عملاً وجود ندارد و دعوا جزئى از روابط خانوادگى است.
۱۰- تمسخر اعضاى خانواده و بى احترامى آنان نسبت به هم در برخى مجموعه هاى طنز، باعث به هم ريختن چارچوب روابط احترام آميز و مؤدبانه اعضاى خانواده ها مى شود.
*** با توجه به اين مسائل، چه راهكارهايى را براى ارتقاى كيفى برنامه هاى خانواده محور تلويزيون توصيه مى كنيد
توجه به نهاد خانواده و پيمان ازدواج از جمله موضوعاتى است كه بايد بطور جدى مورد توجه صدا و سيما باشد. شكى نيست كه صدا و سيما مى تواند با آموزش الگوهاى رفتارى صحيح زندگى زناشويى و تقويت و ترويج ارزش هاى حمايت كننده نهاد خانواده و آگاه كردن جوانان در زمينه انتخاب همسر و چگونگى شناخت يكديگر، نقش مهمى در اصلاح رفتارها و يا پنداشت ها داشته باشد.
اما قبل از هر توصيه اى لازم است بريك مسئله محورى تأكيد كنم و آن اولويت و تقدم نگاه اخلاقى به خانواده نسبت به نگاه حقوقى است.
نكاتى كه به نظر مى رسد ضمن تأكيد بر كاركرد آموزشى تلويزيون، به توليدكنندگان و سازندگان برنامه هاى خانوادگى به خصوص در موضوع ازدواج وتشكيل خانواده و همچنين طلاق بايد گوشزد شود، اين موارد است:
براى طراحى فرايند يك ازدواج يا يك طلاق لازم است از كارشناسان حوزه روان شناسى و جامعه شناسى كمك گرفت تا ازدواج ها و طلاق هاى به تصوير كشيده شده حتى اگر در حاشيه داستان اصلى قرار مى گيرد، مبتنى بر اصول علمى و منطقى باشد.
۲- با توجه به وجود معضل ازدواج و طلاق در كشور كه آن را تبديل به بحران كرده است، لازم است ازدواج ها و طلاق ها به صورت هدفمند و عالمانه در سريال هاى داخلى نشان داده شوند تا تأثيرات مورد انتظار به شكل مشهودترى روى مخاطبان ايجاد شود.
در طراحى ازدواج ها مى توان بر آثار و پيامدهاى مثبت آن مثل افزايش احساس شادكامى، كاهش ارتكاب جرائم، افزايش انگيزه و كسب موفقيت و تلاش و كوشش بيشتر تأكيد كرد و اين آثار را هنرمندانه به تصوير كشيد. در مقابل در نمايش جدايى ها و طلاق ها نيز توجه به علل و پيامدهاى گسترده آن خصوصاً علل اجتماعى و خانوادگى و اقتصادى ضرورى به نظر مى رسد.
۳-با توجه به نقش مهم والدين در امر انتخاب همسر براى فرزندان يا ميانجيگرى آنان در جدايى ها، در فرهنگ ما، نمايش و صحه گذاشتن بر اين نقش ها در سريال ها ضرورى به نظر مى رسد.
۴-به چالش كشيدن موانع موجود در امر ازدواج مثل مهريه هاى سنگين، جهيزيه و جشن عروسى سنگين يا شروط ضمن عقد باعث آگاه سازى بيشتر خانواده ها و جوانان مى شود.در نشان دادن ازدواج هاى موفق توجه به تناسب و همسانى زوجين در زمينه هاى سنى، تحصيلى، شغلى، اجتماعى ـ اقتصادى، مذهبى، هوشى و فرهنگى و.‎/‎/ اهميت فراوانى دارد، چرا كه به مخاطبان اهميت اين عوامل را در تداوم ازدواج گوشزد مى كند. در مقابل، تأكيد بر فقدان تناسب بين اين عوامل در جدايى ها و طلاق ها بر آگاهى مردم از علل اساسى طلاق مى افزايد.
*** در انتها آيا براى اجراى موارد مطرح شده پيشنهاد هاى مشخصى داريد
از نظر تعداد اعضاى خانواده، با توجه به شرايط اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى موجود از نمايش خانواده چهار نفره به عنوان يك الگوى نسبتاً استاندارد در سريال ها بيشتر استفاده شود.
تنها در موارد بسيار اندك خانواده هاى نمايش داده شده در سريال ها پدر بزرگ يا مادر بزرگ حضور دارند. با توجه به نقش فرهنگ سازى تلويزيون و با عنايت به پيشينه مذهبى، فرهنگى و تاريخى كشورمان، پيشنهاد مى شود كه در سريال ها از خانواده هاى گسترده بيشتر استفاده شود.
با توجه به بالا رفتن سن ازدواج جوانان و تأخير در ازدواج آنها و مسائل و عوارضى كه اين امر براى افراد، خانواده ها و جامعه در پى خواهد داشت و با توجه به اين كه اغلب در سريال ها بيشتر از خانواده هاى ميانسال استفاده مى شود، پيشنهاد مى شود كه براى فرهنگ سازى و پائين آوردن سن ازدواج در جامعه، تحكيم بنيان خانواده و كاهش عوارض ناشى از تأخير ازدواج، به نمايش زوج هاى جوان در سريال ها با دو هدف الگوسازى و آموزش دهى بيشتر توجه شود.
از نظر شغل والدين، در سريال هاى مورد مطالعه بيشتر از پدران با مشاغل رده بالا و پس از آن رده پائين استفاده شده است. پيشنهاد مى شود كه پدران با مشاغل رده متوسط جامعه- كه بيشتر افراد جامعه را نيز تشكيل مى دهند- بيشتر در سريال ها نشان داده شوند.
با توجه به اين كه در اغلب سريال ها خانواده هايى نشان داده مى شوند كه داراى پايگاه اجتماعى و طبقه اقتصادى بالا هستند، پيشنهاد مى شود كه از نمايش خانواده ها با پايگاه اجتماعى و طبقه اقتصادى متوسط و پائين جامعه نيز استفاده شود.
اغلب خانواده هاى نمايش داده شده در سريال ها خانواده هاى شهرى هستند، حال آن كه هنوز بخش قابل توجهى از جمعيت و خانواده هاى كشور ما را روستاييان تشكيل مى دهند و با توجه به اينكه تقريباً در تمام روستاها امكان دريافت برنامه هاى تلويزيونى وجود دارد، توجه جدى تر به روستاييان در سريال ها امرى ضرورى است.
بسيارى از خانواده هاى نمايش داده شده در سريال ها، خانواده هاى اهل تهران هستند. با توجه به اين كه ايران فقط تهران نيست، ضرورى است كه به ديگر شهرها و نقاط كشور نيز توجه شود.
با توجه به آن كه در اغلب خانواده هاى نمايش داده شده در سريال ها، اقامه احكام و فرايض اسلامى و نيز اعتقادات و باورهاى مذهبى نمايش داده نمى شود، ضرورى است كه هم در بعد نظرى و هم عملى به ترويج و الگودهى خانواده اسلامى، توجه بيشترى شود.
+ نوشته شده در شنبه 1387/05/12ساعت 14:51 توسط محمد مهدی اسماعیلی

(گزارشي ازنشست تخصصي نقد كتاب جديد تاريخ معاصر سوم دبيرستان)
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، محمد مهدي اسماعيلي، مدرس تاريخ در دانشگاه با اعلام اين مطلب گفت: اگر صفحه آخر كتاب تاريخ معاصر دوره دبيرستان را حذف كنيم هيچ اثري از تاريخ بيست سال اخیر ايران در آن ديده نمي‌شود.


اسماعيلي با اشاره به ضرورت آگاهي دانش‌آموزان از اين وقايع گفت: اگر اين مسائل تاريخ محسوب نمي‌شود و در بحث حوادث اجتماعي دسته‌بندي مي‌شود بايد كتاب جداگانه‌اي براي اين وقايع تاليف و در مدارس تدريس شود.

وي با اشاره به نبود حافظه تاريخي در نسل جديد تصريح كرد: متاسفانه نسل جوان نسبت به تاريخ بي‌تفاوتند و پيش از هر فعاليتي بايد جايگاه كتاب تاريخ را در نظام آموزشي ارتقا دهيم.

اين مدرس دانشگاه با بيان اينكه تاريخ با هويت ما گره خورده است خاطر نشان كرد: بايد اين كتاب حجيم به كتاب‌هاي كوچكتر تقسيم  و در طول تحصيل دانش‌آموزان و از پايه‌هاي پايين‌تر تدريس شود.

اسماعيلي بر ضرورت جذاب‌سازي كتاب‌هاي تاريخ در نظام آموزشي تاكيد كرد و افزود: در عين حال مطالب كتاب بايد بدون جانبداري بيان شود و اگر درباره موردي روايت‌هاي مختلف وجود دارد، تمامي روايت‌ها ذكر شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/05/07ساعت 17:28 توسط محمد مهدی اسماعیلی |