سفر رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی به استان محروم کردستان، علاوه بر خیر کثیری که نصیب این منطقه نمود و عملا جریان وحدت و همبستگی ملی را کیلومترها به پیش برد، اما در این بین،تاکیدات صریح و آشکار معظم له بر تعیین شرایط کاندیدای اصلح برای پیشبرد گفتمان عدالت وپیشرفت در دهه چهارم انقلاب اسلامی، از تلالوی بیشتری برخوردار بود.
امروز که سعی داشتم به صورت سریع متن بیانات معظم له را در اجتماعات گوناگونی که در استان کردستان ایراد فرموده بودند مرور نمایم، در عین شعف و شوق از ترسیم مبانی نظری حرکت توفنده انقلاب در گام های بعدی، نگران کم توجهی احتمالی رسانه ها و اندیشمندان دغدغه مند به این مباحث عمیق و بنیادین، به خاطر حجم بالای فرمایشات در این مدت کوتاه، و اکتفا به مباحث روز شدم که امید است حداقل خود این حقیر توفیق پرداخت جدی تر به آنها را در آینده نزدیک داشته باشم.
در ادامه، و با توجه به در پیش بودن انتخابات مهم دهمین دوره ریاست جمهوری و برای درک دیدگاه های صریح معظم له، در گام اول تنها به جمع آوری و نقل عبارات مهم ایشان در این چند روز سفر کردستان در این خصوص اکتفا می نمایم.
امروز برخلاف دوران طاغوت، دولتها خودشان به سراغ مردم مىآيند. يك روزى بود كه مردم بايد زحمت ميكشيدند، تلاش ميكردند تا به حضور دولتها برسند؛ امروز به بركت اسلام، دولتها هستند كه راه مىافتند و به استانهاى مختلف، شهرهاى مختلف و دورافتادهترينِ نقاط كشور ميروند؛ رئيس جمهور ميرود، وزير ميرود، مسئولين گوناگون ميروند. مردم بعضى از اين جاهائى كه رئيس جمهور در آنجاها حضور پيدا ميكند، ميگويند ما در دوران گذشته يك مديركل را هم در اينجا نديده بوديم! راست هم ميگويند. اين از بركت اسلام است. اسلام حكومتها را موظف ميكند كه به دشوارترين كارها و به ضعيفترين مردم بيشتر بپردازند تا به كارهاى آسان؛ و خوشبختانه امروز اين وجود دارد. خدا را سپاسگزاريم.
مىبينيد اگر چنانچه رئيس جمهورى شور و نشاط و شوق و اراده داشته باشد، چه خدمات بزرگى را براى اين كشور انجام ميدهد؛ ميخواهند اين نباشد
بهترين كيست؟ من نسبت به شخص، هيچگونه نظرى ابراز نميكنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافيگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافيگرى و تجملپرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافيگرى باشد، مردم را به سمت اشرافيگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد
نامزدهاى محترمى كه تاكنون نامنويسى كردهاند و مشغول تبليغات و اظهاراتى هستند - اگرچه حالا وقت قانونى هم نرسيده، اما تبليغات ميكنند؛ اشكالى ندارد - سعى كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفىشان با توجه به حق و صدق باشد. چيزهائى را كه انسان ميشنود، باور نميكند كه از زبان نامزدها و آن كسانى كه دنبال اين مسئوليتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجيب و نسبتهاى عجيبى ميشنود. اين حرفها مردم را نگران ميكند؛ كسى را هم به گويندهى اين حرفها دلبسته و علاقهمند نميكند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخريب نكنند. اين همه نسبت خلاف دادن به اين و آن، تخريب كنندهى اذهان مردم است؛ واقعيت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده كه از همهى اين آقايان اوضاع كشور را بيشتر ميدانم و بهتر خبر دارم، ميدانم كه بسيارى از اين مطالبى كه بعنوان انتقاد دربارهى وضع كشور و وضع اقتصاد و اينها ميگويند، خلاف واقع است؛ اشتباه ميكنند. انشاءاللَّه اشتباه است.
يكى از دشمنىها همين است كه اين پديدهى باارزشِ تأثير حضور مردم و نقشآفرينى مردم در ادارهى كشور و مديريت كشور را در تبليغات خودشان نفى كنند يا نديده بگيرند يا انكار كنند. بارها و بارها در اظهارات صريحشان، در اظهارات كنايهآميزشان، در انتخابات كشورمان خدشه كردند. نه؛ انتخابات كشور ما از انتخابات اكثر اين كشورهاى مدعى دمكراسى، هم آزادتر است، هم پرشورتر است، هم انگيزهى مردم در اين انتخابات بيشتر است. انتخابات پرشور، انتخابات خوب، سالم. دشمن خدشه ميكند. از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نيست؛ چه انتظارى هست؟ بىتوقعى از دوستان است. بىتوقعى از كسانى است كه جزو اين ملتند؛ واقعيات را دارند مىبينند؛ مىبينند كه اين انتخابات چگونه سالم و متقن انجام ميگيرد، در عين حال، همان حرفى را كه دشمن ميزند، اينها هم ميزنند! من انتظارم اين است: كسانى كه با ملت ايرانند، جزو ملت ايرانند، توقع دارند ملت ايران به آنها توجه كنند، اينها ديگر عليه ملت ايران حرف نزنند و انتخابات ملت ايران را زير سؤال نبرند. مرتب تكرار نكنند كه آقا اين انتخابات سالم نيست؛ انتخابات، انتخابات نيست. چرا دروغ ميگويند؟ چرا بىانصافى ميكنند؟ چرا خلاف واقع ميگويند؟ چرا اين همه زحماتى را كه اين ملت و مسئولين در طول اين سالهاى متمادى متحمل شدند، نديده ميگيرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسى ميكنند؟
اينى كه يا مسئولان ما، يا در دورههاى انتخابات مثل وضع كنونى، نامزدهاى انتخاباتى ما براى جلب توجه ديگران حرفهاى غربىها را تكرار كنند، اين هيچ امتيازى محسوب نميشود. امتياز اين نيست كه ما آن چيزى را بگوئيم كه غرب مىپسندد. اينها كسانىاند كه با فكر ايرانى، فكر اسلامى، هويت اسلامى و ايرانى مخالفند. خدا را سپاس ميگوئيم كه ملت ايران آن رشد و آگاهى لازم را به دست آورد تا توانست بر اين همه موانع فائق بيايد.
اين موضوعى كه نگاه به آينده دارد، مسئلهى شعار دههى چهارم است - كه شروع شده - يعنى پيشرفت و عدالت. اعلام كردهايم كه اين دهه، دههى پيشرفت و عدالت باشد. البته با گفتن و با اعلام كردن، نه پيشرفت حاصل ميشود و نه عدالت؛ اما با تبيين كردن، تكرار كردن و همتها و عزمها را راسخ كردن، هم پيشرفت حاصل ميشود و هم عدالت. ما ميخواهيم مسئلهى پيشرفت و عدالت، در دههى چهارم به يك گفتمان ملى تبديل بشود. همه بايد آن را بخواهيم؛ تا نخواهيم، طراحى و برنامهريزى و عمليات تحقق پيدا نخواهد كرد و به هدف هم نخواهيم رسيد؛ بايد تبيين بشود.
امروز و در دوران عظمت اسلام، سربلندى نظام اسلامى و سربلندى ملت ايران به خاطر مواضع ضد استكبارىاش، آدم مىبيند اگر كسى در تريبونهاى جهانى در مقابل آمريكا و اسرائيل و صهيونيسم و همپيمانانشان بايستد و صريح حرف بزند، يك عدهاى اين جا خجالت ميكشند! دست به دست هم ميمالند وميگويند: آقا! آبرويمان رفت! مثل همان خجالت كشيدنى كه در دوران طاغوت، از نماز خواندن يكى ميبردند. چرا خجالت بكشيم؟! مواضع صريح ملت ايران - و بخصوص جوانها - در مقابل ظلمها و ستمهاى بين المللى هرگز نبايستى متوقف بشود.
اگر در پي انتخابات، كساني در مراكز گوناگون سياسي و اقتصادي روي كار بيايند كه بجاي ادامه راه امام و ترويج اصول و ارزشهاي امام و انقلاب، بخواهند با تملق گويي دولتهاي مستكبر غربي، به خيال خود موقعيتي براي ايران دست و پا كنند، اين براي ملت يك مصيبت است.
اين آگاهي عمومي، همچون تمامي صحنه هاي ديگر، در انتخابات نيز جلوه كند تا حضور آگاهانه ملت مانع از سركار آمدن كساني شود كه بخواهند در مقابل دشمنان تسليم شوند و آبروي ملت را ببرند.
از مولفههای بنیادین گفتمان عدالت و پیشرفت، استکبار ستیزی و تلاش برای برقراری عدالت در مناسبات بینالمللی است. این اصل اساسی، جزو تکالیف روشن حکمرانان در نظام اندیشة سیاسی دینی بوده و از اینرو، از همان آغاز شکلگیری نهضت جهانی اسلام، و در حالی که هنوز گسترة اسلام از محدودة مدینه تجاوز نکرده بود، پیامبر اعظم (ص) طی مکاتباتی با سران آن روز جهان، ضمن دعوت به دین آسمانی، آنان را از موضع عدالت و عدالتگستری مورد خطاب قرار داد. این رسالت تاریخی و فراموش شدة دینی، در نهضت مقدس امام خمینی (ره) نیز به عنوان یکی از آرمانهای انقلاب اسلامی، وصفی روشن در قانون اساسی و ادبیات رسمی جمهوری اسلامی ایران پیدا نمود. متأسفانه بعد از طی دهه اول انقلاب اسلامی و علیرغم حفظ جهتگیریهای کلی نظام در سیرة و کلام رهبر فرزانه انقلاب، کم کم به دلیل پذیرش حاکمیت اصول دیپلماتیک و رئالیستی در مناسبات جهانی، زبان مسئولین و دستاندرکاران سیاست خارجی در بیان افتخارآمیز این آرمانها دچار لکنت و ضعف شد و کمکم عنصر رعب و انفعال جای شجاعت و تهاجم را در این عرصه تنگ کرد.
ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضى از كسانى كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتى خودشان مسئول يك بخشى بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمندهاند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جارى كنند يا آنها را پيگيرى كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براى يك جامعه خيلى بلاى بزرگى است؛ ( رهبر معظم انقلاب2/6/87)
این قصة تأسفبرانگیز ادامه داشت تا اینکه با هدایتها ارشادات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به تدریج در رویشی دوباره و بازگشتی افتخارآمیز به آرمانهای اصیل نهضت اسلام، گفتمان عدالت و پیشرفت با استقرار دولت مکتبی و ریاست جمهوری دکتر احمدینژاد به عنوان گفتمان قالب جامعة ایرانی ظهور کرد. با حاکمیت جریان ارزشی در عرصه اجرایی کشور و تأکید بر مقاومت، استکبارستیزی و زدودن آثار بیعدالتی در روابط بینالمللی و دیپلماسی عزتمدار، محور حرکت کشور در حوزة سیاست خارجی شد و شد آنچه باید میشد.
پروندة پیروزیها و دستآوردهای درخشان و پیدرپی رئیسجمهور که از سفر اول ایشان به نیویورک در سال 84 آغاز شد، دیروز صفحة افتخارآمیز دیگری رقم زد و در حالی که نژادپرستان صهیونیست و لابیهای رسانهای و غیر رسانهای آنان، تمهیداتی فراهم کرده بودند تا شکستهای چندبارة رسانهای و دیپلماتیک خود از رئیسجمهور را جبران نمایند، با جلوهای دیگر از اقتدار و عزت در کلام منطقی و مستدل و انقلاب ایشان روبرو و ناگزیر به اعتراف به ضعف و ذلت خود شدند. صحن دیروز کنفرانس دوربان که حتی نگرانی برخی از دوستان و دلسوزان را نیز به دنبال داشت، ثابت کرد که ایمان راسخ به اهداف متعالی اسلام و انقلاب و استقامت در این راه، بیتردید با نصرت الهی همراه خواهد شد.
«ان الذین قالوا ربناالله ثم استقامواتتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لا تحزنوا»